باقرى بيدهندى
62
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
واقعا « قوز على قوز » اين بود * اين چنين كس سخت بىتمكين بود مرگ بهرش بهتر از عمرى حيات * آرزو دارد بهر آنى ممات آن يك از اطفال محتاج لباس * ديگرى از بهر كفش اندر هراس آن يكى نان خواهد و آن ديگرى * گوشواره خواهد و انگشترى آن يكى صابون و آن ديگر حنا * آن يكى ناخوش شود خواهد دوا هكذا خرج و لوازم بيشمار * هر شب و هر روز باشد بر قرار اين چنين كس چون كند با اين عيال * امر و عيش و زندگى در اختلال لكن ار باشد عيالش كم عدد * كلفتش كمتر بود فيما يعد با وجود فقر هم در راحت است * در زمان زندگى كم زحمت است من فداى اين كلام با نمك * بلكه كل خلق تا زير فلك شيخ محمود خوانسارى